![]() |
![]() |
|
|
درود فراوان بر دوستان خوبم. می خوام امروز دو تا از شعرهام را براتون بزارم.
امیدوارم خوشتون بیاد. خوشحال میشم که نظرتون را برای شعر هام بدین.
پرند دلا بی بال و پر رفته پرنده از این صحرا که هر جایش کمنده
همای بی پر و بالم پرند به باغ دل مادر پایبنده
محبوبم
فقط محبوب و دلدارم تویی تو هوا دار دل زارم تویی تو در این دریای مواج غم و رنج پری و مرغ غمخوارم تویی تو
امید وارم که خوشتون بیاد. شب و روزتون بخیر. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 8:19 PM توسط یک دوست |
|
|
از خانقاه تا تصنیف ![]() سلام عزیزان من.من این پست را به سازهای سنتی تعلق دادم.امروز در مورد
سازی که هر کسی اون را دوست داره و من هم خودم نوازنده ی اون هستم براتون بگم.
سازی که من به اون تعلق دارم دف نام داره. به این خاطر
گفتم از خانقاه تا تصنیف که اول ای ساز ارزش خیلی بالایی داشت اما امروزه از آن در عروسی هم استفاده می کنند. حالا مطلب اصلی
را بخوانید. موسیقی هر ملت
بخش مهمی از هویت آن ملت است. تا آنجا که با شنیدن قطعه ای موسیقی می توان به
مسایل اجتماعی فرهنگی تاریخی یک جامعهی برد. زیرا موسیقی بخشی از فرهنگ است. موسیقی در
ایران ریشه ای کهن و تاریخی طولانی دارد که مانند بیشتر هنر ها نزد اقوام و ملل
جهان نمی توان مبدا و زمان مشخصی برای آن معین کرد. اما بر اساس
تحقیق محققان کهنترین سابقهی آن در ایران
به 800 سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد.موسیقی که در امروزه در ایران بهنام
سنتی یا اصیل مطرح شده استبا روی کار آمدن سلسله ی قاجاریه و خصوصا از اواواسط این
دوره رونق و رواج یافته است. ساز دف ساز
بسیار قدیمی است کهیدایش آن را میتوان به دوره ی مادها و یا حتی پیش از آنتخمین
زد.در نگارگری های موجود در تخت جمشیدو تاق بستان ساز دف به خوبی ماهده می
شود.با این وجود این ساز تا دو دهه قبلتنها در مفاحل خصوصی مورد استفاده قرار می
گرفت. اما در سال های اخیر به خاطر جذابیت ریتمیکی که این ساز دارد به صورت گسترده
در بین مردم رواج یافته است.به گونه ای که در اکثر کشور های جهان نوازندگان حرفه
ای ساز ها ی کوبه ای این ساز را به خانوادهی ساز های کوبه ای افزوده اندو نتایج
مطلوبی نیز گرفته اند. البته عمل کرد پیشینیاندر موقعیت این ساز در عرصه ی جهانی
حایز اهمیت است. هر چند امروزه
این ساز به عنوان ساز همراه کننده در اغلب سازهای گروهی و آوازی موسیقی سنتی ایران
موجود است ولی نمی توان بعد مقامی – آیینی آن را نادیده گرفته اند. در خطه ی کردستان
این ساز به عنوان سازی مقدس مورد احترام می باشدو در مراسم آیین های مهم به کار می رود. اصطلاح مقام های دف از آنجا
ناشی می شود که چون در مراسم مختلفکه اغلب با آواز همراه است این ساز مقام مخصوصی
را می خواند همراهی می کرده ریتم مذکور را به نام آن مقام نام گذاری کرده اند. شایان ذکر است
که درعمر متد های آموزشی این ساز به یک دهه نمی رسد. به همین خاطر پرداختن به
نگارش متد های آموزشی برای این ساز امری مطلوب به شمار می آید. امیدوارم که
این پست اطلاعات خوبی برای ساز عرفانی دف به شما داده باشه. شنیدم که غم رساند گزند خروشیدن دف بود سودمند بر گوش حرامیان حرام است آوای سه تار و نغمه ی دف
پایان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:23 PM توسط یک دوست |
|
|
سلام به دوستان عزیزم.امیدوارم که حالتون خوب باشه. چند وقتی نبودم. چون درس داشتم. برای المپیاد ریاضی. ولی باز هم برای شروعی دوباره یک سلام بزرگ میگم. امشب می خواهم در مورد شاعر بزرگ ایران مولانا حرف بزنم. مولانا امروز می خواهم در مورد یکی از مثنوی گویان که نام و آوازه ی او در جهان پیچیده است همراه با دوستش برایتان بگویم. این دوشاعرمشهور مولانا جلاالدین محمد بلخی مشهور به مولوی هست. ای داستا ن گرفته شده از دیوان شمس است. شروع: مسلک عرفانی و افکار عقاید مولوی مرغ باغ ملکوتم , نیم از عالم خاک دو سه روزی روزی قفسی ساخته اند از بدنم مولوی طایر ملکوتی است. فرشته ی آسمانی است. ربده ی مردان کامل ایرانی است. او متعلق به همه ی جهانیان است.سیر معنوی او در فضای نامحدود و غیر متناهی عرفانی است.مولوی برای ما یک نردبان ساخته استکه بدان وسیله به نام افلاک و به عرش اعلی صعود و در اوج روحانیات پرواز کنیم: نردبان آسمانت این کلام هر که از این بر رود آید ببام مولوی ما را بر می انگیزدو تشویق می کند که مانند خود او آسمان بشویم ابر بشویم و فیض بر عا لم بشریت نثار کنیم. می گوید: آسمان شو ابر شو باران ببار ناودان بارش کند ناید به کار آب باران مرغ صد رنگ آورد ناودان همسایه از جنگ آورد آیا انصاف است که ما سعی بیهوده کنیم و بخاهیم آن موجود عرشی را از آسمان بلند به خاک به پست فرود آوریم. و آن طایرملکوتی را از قفس بیرون بیاوریم. او در باره ی خود می گفت: مرغ باغ ملکوتم, نیم از عا لم خاک دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم مولوی چه می گوید: حاصل عمرم سه سخن بیش نیست خام بدم, پخته شدم, سوختم این از داستان مولوی. ولی من مثل همیشه چند سخن پند آموز براتون میگم: به سوی شادمانی راهینیست, شادمانی خود راه است. ((وین دایر)) زندگی به شما دستورمی دهد موفق شوید, پس باید موفق شوید ((کوپ مایر)) فرسودگی ظاهری, حاصل نگرش منفی و احساس بی ثمر بودن است. ((وین دایر)) به خوش رویی, شیطنت و سر زندگی اهمیت بده, تو انسانی زنده هستی. ((آنتونی رابینز)) بالا ترین همت وفای بهعهد است. ((امام علی (ع))) عادت یا بهترین خدمتکار ماست یا بد ترین ارباب ما! ((آنتونی رابینز)) انسان باید ار هر حیث چه ظاهری و چه باطنی زیبا و آراسته باشد. ((آنتوان چخوف)) سر آخر دعایی می کنم: در این جهان پر رمز و راز کمکمان کن. آمین و می گویم : ایاک نعبد و ایاک نستعیین فقط تو را عبادت می کنم و فقط تو را می پرستم. در پست بعدی از پیامبر عشقمیگم. یعنی مادر ترزا. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 1:37 PM توسط یک دوست |
|
|
سلام دوستان. ببخشید درس داشتم نتونستم آپ بشم. ولی الان برای شروعی دوباره همتون را می بوسم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:58 PM توسط یک دوست |
|
|
سلام . ببخشید از ای ن به بعد جمعه ها آپ میشم. تمنای قدرت خدایا قدرتم را دوچندان کن نه در بازوانم قلبم را قدرتی ببخش تا نا ملایمت زندگی را آسانتر تحمل کنم تا بدانم عشق چیست و چگونه بورزم؟ خدایا قدرتم را فزونی بخش نه چشمهایم را ونه زبانم را بلکه فکر و اندیشه ام را تا بدانم کیستم و چیستم تا از دوش نا توانی باری را برگیرم تا دست سردی را گرمب ببخشم تا دردمندی را آسوده سازم خدایا قدرتم را افزون کن نه در گستاخی و نه در کزافه گویی بلکه روحم را تا بدانم انسانیت چیست و کجاست تا بدانم کوتاه ترین را برای انسان شدن و انسان ماندن چیست خدایا کمکم کن من تمنای قدرت دارم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 2:22 PM توسط یک دوست |
|
|
سلام. از امروز می خوام تو هر پستم سخنان ارزشمندی را برای شما بنویسم. بعدشم براتون چند کتاب معرفی می کنم. هیچ کوچک را حقیر نشمارید. (افلاطون) لازمه ی تلاش و فعالیت انگیزه است. (کنت بلانکارد) یک مرد بزرک عیوب مردان کوچکتر را نمی گوید. (ضرب المثل چینی) بهترین مردم کسی است که برای مردم سودمند باشد. (حضرت محمد(ص)) بهترین برادر شما کسی است که عیوبتان را به شما هدیه کند.(حضرت محمد(ص)) تموم شد. تازه یادم اومد. می خواستم چند آیا می دانید که نمی دانید الان می دانید بگم. آیا می دانید؟ آیا می دانید: هر لیتر بنزین معادل بیست و سه و نیم تن گیاه مدفون شده در قرن ها پیش است. آیا می دانید: مغز فیزیکدان نابغه آلبرت انیشتن 15 درصد از مغز مردم عادی بزرگتر بود. آیا می دانید: که فیل بالغ در به طور متوسط 220 کیلو گرم غذا و 200 لیتر آب مصرف می کند. آیا می دانید:بیشترین سردرد های معمولی برای کم نوشیدن آب است. حالا معرفی کتاب: نام کتاب: پیام های پنهان انتشارات: قطره ( 88956537 ) نویسنده : الیزابت پنتلی قیمت : 2800 مترجم : زهره خلیلی نام کتاب: کارت های چاکراها انتشارات : حوض نقره (88821599) نویسنده : اولیو.یا اچ. میلیونری قیمت: 2800 مترجم: سمیه پیلوار نام کتاب : راز انتشارات : لیو سا (66963035) نویسنده : راندا برن قیمت : 3500 مترجم : نفیسه معتکف کتاب های بسیار ارزشمندی هستند. امیدوارم استفاده کنید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:15 PM توسط یک دوست |
|
|
سلام. آنقدر امروز خوشحالم که حد نداره نمیدونم چرا. من هر چند وقت سخنانی از اندیشمندان بزرگ می نویسم. امروز هم می خواهم همین کار را بکنم. بعدشم یک امتحان در مورد کمرویی از شما عزیز دل می گیرم. برای آموختن فقط یک روش وجود دارد عمل کردن پائولو کوئیلیو . برای عشق ورزیدن هیچ دلیلی وجود ندارد . پائولو کوئیلیو خدمت به خلق وظیفه نیست بلکه لذت است. زر تشت اگر لازم باشد بارها شیوه ئ زندگی ات را تغییر ده. لوسین پویز دل دوستان آزردن مراد دشمنان بر آوردن است. سعدی اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست. دکتر علی شریعتی مطالعه همان کار را با ذهن می کند که ورزش با بدن. ریچارد استیل امیدوارم هممون از این سخنان ارزشمن پند بگیریم. و اما امتحانی که قراره بدین. این امتحان برای این است که شما خودتان را در جامعه پیدا کنید. جواب ها را جمع کنید. از شما 8 سوال پرسیده می شود. شروع:::::::::::::::::::: 1/من در جامع به تنهایی آ واز نمی خوانم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم 2/اگر کسی من را در حال کار کردن ببیندناراحت می شوم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم 3/اگر غریبه ای در نزدیکی من رفتار مسخره ای انجام دهد عصبی می شوم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم 4/آخرین کاری که موقع خروج از منزل انجام می دهم این است که در آینه نگاه کنم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم 5/اگر من را از میان حاضران در سالن انتخاب کنند بعید است که به روی سحنه بروم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم 6/ اگر قبل از دیگران وارد مهمانی دوستانم شوم یا از همه زودتر آنجا را ترک کنم ناراحت می شوم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم 7/ در جمع دیگران اگر بیش از چند ثانیه در برابر آینه بایستم ناراحت می شوم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم 8/ اگر در اتوبوس جایم را به کسی بدهم و او با صدای بلن نپذیرد ناراحت می شوم. الف: مخالفم ب: تا حدی موافقم ج: موافقم محاسبه امتیازات: به جواب الف 1 امتیاز و به جواب ب 2 امتیاز و به جواب ج 3 امتیاز بدهید. امتیاز 24-19: شما با کمرویی اجتماعی شدید روبرو هستید. ممکن است نسبت به آنچه دیگران درباره شما می اندیشند بسیار حساس باشید. امتیاز 18-12: شما با کمرویی اجتماعی متوسط روبرو هستید. متوجه نظرات دیگران نسبت به خودتان هستید اما نه در آن حد که اعتماد به نفس شما را از بین ببرد. امتیاز 11-8: کمرویی اجتماعی شما بسیار کم است. اشخاص این گروه ممکن است متوجه آنچه دیگران درباره آنها می اندیشند نباشد. تمام شد. امیدوارم امتیاز خوبی بگیرید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:6 PM توسط یک دوست |
|
|
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال خویشتنم از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی ازین سخنم مرغ باغ ملکوتم, نیم از عالم خاک دو سه روزی قفسی ساخته ام از بدنم ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پرو بالی بزنیم گرفته شده از کتاب سفر روح آیا از مرگ وحشت دارید؟ آیا نگران هستید که پس از مرگ چه بلایی سرتان می آید ؟ آیا ممکن است شما روحی داشته باشید که از جایی دیگری آمده و پس از حیات جسمانی به همان جا باز می گردد؟ یا این تنها یک خوش خیالی و فکر واهی ناشی از ترس مرگ است؟ مرگ و عزیمت آه خدای من! من واقعآ نمردم....مردم؟منظورم این است که جسم من بدن من مرده است آن را در پایین میبینم من در بالا در هوا شناور هستم .... وقتی پایین را نگاه می کنم جسمم را که روی تخت بیمارستان افتاده است را میبینم.همه ی اطرافیانم "فکر میکنند" که من مرده ام. میخواهم فریاد بزنم و بگویم:های من واقعا نمرده ام!باور نکردنی است... پرستاران دارند ملافه ای روی سرم می اندازند.... افرادی که می شناسم دارند گریه می کنند.می بایست مرده باشم ولی هنوز "زنده" هستم ! عجیب است جسم من کاملا مرده است حال انکه دارم در اطراف ان می گردم ."من زنده هستم"! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 12:12 PM توسط یک دوست |
|
|
درود بر دوستان عزیزم. عنوان وبلاگ منو ببینید نوشته شده علم هنر تاریخ و و چه خبر از دوروبر.خوب امروز می خوام در مورد علم و سفر روح بنویسم. اولین موضوعی که ما در نظر گرفتیم در علم می باشد.بزارید اول چند جمله از دانشمندان بزرگ و عالمان بگم. سخنان طلایی. وقتی فکرت را در مورد مردم تغییر دهیآنان هم فکرشان را در مورد تو عض می کنند. (استفان رت شان) بهترین راه پیشبینی آینده خلق آن است. (برایان تریسی) هر چه را جست و جو کنی آن را میابی. (برایان رابینسون) بحث علمی امروز ما در مورد این که چگونه میکروب ها کشف شدند. جهان پر از موجودات زنده است. بعضی از آنها بزرگند و بعضی کوچک و بعضی از آن ها هم خیلی کوچکند. ولی یک موجود رنده ئ کوچک تا چه اندازه می تواند کوچک باشد؟ در روز گاران قدیم کوچکترین موجوداتی که مردم می شناختند موجوداتی بودند که مردم به زحمت با چشم آنها رامی دیدند. ولی آیا ممکن بود که موجوداتی هم باشند که نتوان آنها را با چشم دید؟ البته مردم در آن زمان به وسیله ای می می توانستند که چیز های بسیار کوچک بزرگتر از آنچه بودند نشان دهند.مثلا بعضی از مردم متوجه شده بودندکه اگر از میان شیشه ای که سطح آن منحنی باشد به چیز های خیلی کوچک نگاه کنند آنها بزرگتر از آنچه هستند به نظر می رسند.با این همه فقط در حدود سال 1650 میلادی (1029 شمسس)بود که که دانشمندان با این شیشه های منحنی به چیزهای خیلی کوچک نگاه کردندو به دقت به بررسی آنها پرداختند. اسم این شیشه ها را که سطح منحنی داشتندعدسی گذاشتند زیرا شکل آنها مثل عدس بود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 2:43 PM توسط یک دوست |
|
|
درود بر دوستان عزیزم. آنقدر دوستتان دارم که نمی دانم چجوری بیان کنم.موضوعاتی که من در نظر دارم شامل زیر می شود و می خواهم کمی ظهور مادها و پارس ها را کنار بزارم و به مطالب دیگر بپردازم. ظهور مادها و پارس ها کردار های کوروش فرمانروایی کوروش دهه ئ بحرانی کشورگشایی های داریوش سازمان ایالات کینه ورزی داریوش با آتنی ها نیرو های مسلح و ارتباطات لشکر کشی بزرگ خشایار شاه تاریخ شاهان بعدی هخامنشی شاه و دربار دین کهن ایران بزرگ کاخ ها و هنرها شهرب ها وهوپارخها و تیول داران گستره ی شاهنشاهی ایران حکایت هخامنشیان پسین خوب حالا از این همه موضوعی که گفتم می خواهم چند صفحه ای را به کردارهای کوروش اختصار دهم. کردار های کوروش کبیر از پایان آغاز می کنیم و می گوییم کروش در سالی که می توان آن را یقینا 530 ق.م دانست در آسیای میانه به قتل رسید. خبر مرگ او از 12 تا 31 اوت (21 مرداد تا 9 شهریور) به بابل رسید. با توجه به شهرت پیک های ایرانی در احتمالا زمان زمان درگذشت او اوایل اوت (اواخر تیر یا اواسط مرداد) بوده است. بنا به نوشته ی هرودوت او 29 سال پادشاهی کرد و به نوشته ی کاتزیاس و دینون 30 سال. متونم بابلی هنگام اشاره به او بیشتر از 556ق.م به عقب بر می گردد.اما همگان پذیرفته اند که او در 559 یا 560 در پارس بر تخت جلوس کرد و دیودوروس نیز با این تاریخ موافق است. چیچرو (سیسرون)می گوید به نظر دیون کوروش هنگام شاه شدن 40 ساله بوده استو ای گفته در یوستینوس (ماکوس یونیاسوس یوستینوس) نیز نقل شده و ممکن است منشا آن کتزیاس بوده باشد. خواستیم مدرکی در این زمینه در کتاب مقدس بجوییم و دیدم در کتاب دانیال نبی (باب ششم) نوشته شده که فاتح بابل هنگامی که بلشصر پادشاه آن بود در آن زمان 62 سال سن داشته است اما چون او را ((داریوش مادی)) نامیده و از کوروش متمایز ساخته معلوم می شود کل مطلب غلط است. نامحتمل نیست که کوروش هنگام مرگش 70 ساله بوده است. اما فرزندان او 8 سال بعد هنوز جوان هستند. کمبوجیه هنوز فرزندی نداشت و بردیا فقط یک دختر داشت.از سه دختر کوروش دو نفرشان با کمبوجیه ازدواج کردند و که دومی از او باردار شد ولی حدود سال 23/524 ق.م در گذشت و دختر بزرگتربرای داریوش 4 پسر آورد و حال آنکه آرتیستون که بعدها برای داریوش دو پسر زایید در آن زمان هنوز باکره بود. بنابراین چنین می نماید که کوروش هنگام رسیدن به پادشاهی جوان بوده است. پایان این پست. مردم تایپ کردم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 1:53 PM توسط یک دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درود فراوان بر دوستان عزیزم. من شایانم و 14 سال سن دارم. رفته رقته وب لاگم بهتر میشه
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|